پارميس آذر

 

پارميس در ۲۰ ماهگی

چند روز دیگه پارمیس ۲۰ ماهه می شه.

 پارمیس در ۱۵ مرداد ماه یعنی در ۱۸ ماه و ۱۰ روزگی برای اولین بار من رو بوسید و اونم نه یک بوس ه عادی بلکه یک بوسه صدا دار تمام عیار.

در ۳۰ مرداد یعنی در ۱۸ ماه و ۲۵ روزگی همپارمیس برای اولین بار تونست بگه مامان! البته قبلا به جای مامان از کلمه واوان استفاده می کرد.

از اون موقع به بعد پارمیس دائما لغات جدیدی یاد می گیره و با شتابی باور نکردنی درکش از دنیا افزایش پیدا می کنه به طوری که الان در ۲۰ ماهگی تقریبا تمام لغاتی رو که برای رساندن منظورش لازم داره بلده.  چند روز پیش پارمیس هوس شیرینی کرده بود و دائم می گفت شیرینی می خوام. من بهش گفتم نمی تونم بهت شیرینی بدم چون نداریم ولی با کمال تعجب دیدم که می گه ( بخریم). من هم گفتم اینجا که شیرینی فروشی نیست. از کجا بخریم. باز هم پارمیس کم نیاورد و اینبار گفت  ( ددر).

پارمیس الان اسم و فامیلی خودش و من و مادرش رو بلده و لغاتی رو که از جا های مختلف می شنوه فورا تکرار می کنه. اصلا  بهانه گیر و بد اخلاق نیست و زود با همه دوست می شه. علاقه زیادی به انجام کار های بزرگتر ها داره مثلا دست و صورتش رو خودش می شوره٬ شلوارش رو خودش بالا می کشه٬ کفشش رو خودش از پاش در می آره و غذا هاش رو خودش می خوره. اخیرا هم در ظرف شستن به ما کمک می کنه!

پارمیس اعداد رو تا ۱۰ بلده و هر چیز رو که می بینه می شماره و کاملا مفهوم اعداد رو هم درک می کنه.  البته گاهی ۷ و ۸ رو قاطی می کنه.

پارمیس می تونه مکانهای خاصی رو که دوست داره از توی خیابون تشخیص بده مثلا پارک و خونه رو می شناسه و تا می بینه اسمشون رو می گه.

پارمیس ر از ۲۰ شهریور گذاشتیم مهد کودک. البته در روز های اول با پرستارش می رفت ولی امروز برای اولین بار تنهایی ۲ ساعت در مهد کودک موند و بل بچه ها بازی کرد. شاید کم کم ۲ ساعت رو به ۳ ساعت افزایش بدیم.

مو های پارمیس رو حدودا دو هفته پیش از ته زدیم. خیلی شبیه ای کیو سان شد. یک عکس ازش گرفتم در حالی که یکی از تی شرت های کرم رنگ من رو به تن داشت که به تنش شبیه ردای راهب های بودایی بود. خیلی جالب شد.

الان توی این دوهفته مو هاش یواش یواش بلند شده.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٩ شهریور ،۱۳۸٥ - آرش آذر