پارميس آذر

 

۱۶ ماهگی

پارميس الان ۱۶ ماهه است. وقتی ما حرف می زنيم همه چيز رو به راحتی می فهمه ولی خودش فقط سيلاب اول هر کلمه رو بلده که بگه و از گفتن بقيه اش صرف نظر می کنه. چند روز پيش رفته بوديم دريا و گشتی زديم و بر گشتيم٬ چند نفر بادبادک هوا کرده بودند و چند نفر هاپو هاشونو آورده بودند بگردونند. بعدا که از پارميس پرسيدم کجا رفته بوديم ؟ گفت: (دَه) ٬ گفتم اونجا چی ديدی ؟ گفت: هاپ . گفتم ديگه چی ديدی؟ گفت (باد). گفتم بادبادک کجا بود؟ گفت؟ ( آ ). من که زبونشو ياد گرفته ام شما چی؟

هر چند پارميس بچه محتاط و محافظه کاريه اما اگه بهش بگيم فلان کار رو بکن نمی ترسه و انجامش می ده. ديروز رفته بود روی صندليش نشسته بود که از زمين حدود ۶۰ - ۷۰  سانت ارتفاع داشت. من هم کنار صندلی روی زمين نشسته بودم. پارميس می خواست بياد پايين اما می ترسيد. من دستم رو مثل پله کردم که پاهاشو بذاره روی دستم و پايين بياد. بعد گفتم نترس بيا پايين چيزيت نمی شه. پارميس هم که متوجه نشده بود که من دستم رو براش پله کردم و منظورم اينه که پاهاش رو روی دستم بذاره و بياد پايين فکر کرد منظورم اينه که بپر من می گيرمت. يهو شيرجه زد توی بغلم. شانس آورد که من گرفتمش. بعدشم که کيف کرده بود کلی شروع کرد به خنديدن!

بعضی وقتها با خودم می گم کاشکی اينقدر حرف گوش کن نبود!

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٥ - آرش آذر